
سلام به عشق زندگیم.
پسر عزیزم این چند روز حسابی سرمون به تولد و مهمونی گرم بود و خیلی خوش گذشته.
که در پایین به همراه عکس ها برات نوشتم که امیدوارم بعدها که بزرگ میشی بخونی و لذت ببری .
و از ما راضی باشی . از امروز دوباره برنامه من و تو شروع شد به خونه اسباب بازی و کلاس و ....
دیگه خستگیمون رفت و برین دنبال اهداف خودمون - به امید موفقیت. دوست دارم و میبوسمت.
موضوع :

پسر گلم دیروز خونه خاله ناهید دعوت بودم که از اولین دوستای دوران دانشگاه من بود.
که بعد از مدت ها همدیگر راپیدا کردیم و کارهای تو را اماده کردم و ظهر بابایی اومد پیشت و من رفتم
تا عصری که خیلی خوش گذشت خونه ویلایی شیک با حیاط با صفا و تراس خوش منظره که وقتی نشستیم توی تراس ناهار بخوریم انگار اومده بودیم توی طبیعت و .... شمال .
خلاصه تا عصری بودم و با خاله حمیده اومدیم خونه . اینم عکس پسر خوشگل خاله ,پارسا جونه که کلاس 5 دبستان هست و بسیار اقا و با ادب.
موضوع :

اینم میز غذای خونه خاله ناهید که توی تراس با صفاش نشستیم و غدا خوردیم.
انگار که اومده بودیم شمال از بس سر سبز و قشنگ بود اطرافمون و روبه رومون.
موضوع :

پسرم شنبه تولد خاله نوشین بود و قرار بود که ما سورپرایزش کنیم.
خلاصه همگی با هم زنونه برنامه ریزی کردیم و عصری با کادو و کیک رفتیم دم خونه خاله نوشین.
دیگه نمیدونی چقدر خوشحال شد و ... جالب بود .تو و بابا هم خونه بودین که قرار شد شب هم مردها بیان.
تا اقایون بیان کلی ما گفتیم و خندیدیم و توی تراس نشستیم و لذت بردیم.
شب تو هم با بابایی اومدی و زفتی توی تراس و بازی و 10 شب هم خوابیدی . ماهم دور هم بودیم.
خاله نوشین هم شام از پرپروک زنگ زد و اوردن و .. خیلی خوشمزه بود. جای همگی خالی.
بعدم کیک و اوردیم و شمع و ... عکس گرفتیم و کادوها را باز کردیم و ... یک شب به یاد موندنی شد.
(((نوشین جونم تولدت مبارک عزیزم و ممنون بابت پذیرایی گرمت به همراه مهران جون ))))
موضوع :

بابا دامون و عمو مهران و عمو حسام که یک شب فراموش نشدنی بود. و کلی گفتن و خندیدن و .... خوش گذشت.
موضوع :

اینم کیک تولد خاله نوشین که در این مدت اخیر کیک به این خوشمزه ای نخورده بودم.
خاله نازنین خریده بود و اورده بود و همش میگفت بیشتر به خاطر من شکلاتی گرفته. مرسی عزیزم.
موضوع :

عزیزم عصر جمعه عمو بابک مهمونی گرفته بود و من و بابایی هم دعوت بودیم .
تو هم قرار بود که مامان بزرگ و ... بیان دنبالت با بهداد برین پارک و .. بعدم خونه خاله مهناز.
ما اماده شدیم و اومدن ما را رسوندند و شماها رفتین.
عمو بابک همه کارها را انجام داده بود به همراه مامانی و من رفتم نشستم و موقع شام با بابایی و عمو کمک کردیم و یک شب به یاد موندنی شد. خیلی به ما خوش گذشت و .... غذاهای شمالی و ....
((( مرسی بابک جون شب خوبی بود - ممنونیم)))
موضوع :

فدات بشم مامانی اینجا اماده شدی و منتظر مامان بزرگ و بابابزرگ هستی تا بیان و برین پارک .
چون مامانی مهمونی مناسب سن تو نبود عزیزم. اومدن و با هم رفته بودین پارک و کلی زمین بازی
مشغول بودی و بعدم برای اولین بار بهداد بستنی گرفته بود تو هم برات گرفتن و چند قاشق خوردی.
(((( چون پسرم من اصلا" عادتت ندادم به هل و هوله و فقط غذای سالم و میوه.)))) - نوش جونت.
بعدم رفتین خونه خاله مهناز و تا اخر شب که اومدین دنبال من و بابایی.
موضوع :

اینم میز شام که همه را مامان بزرگ و عمو بابک و بابابزرگ و .... زحمت کشیده بودن و چه غذاهای خوشمزه ای !!!!! به به .
از ماهی شکم پر تا فسنجون و میرزاقاسمی و الویه و ..... دستتتون درد نکنه و جای همگی خالی .
موضوع :

پسرم روز پنجشنبه تولد هستی جون دختر خاله مهرناز بود ( دوست مامانی) که من عصری رفتم و تو و بابا هم با هم بودین . جای تو عزیزم خالی بود و خیلی خوش گذشت و شب هم اومدم تو خوابیده بودی
و اینم کیک خوشگل هستی جونه- هستی خاله جون تولدت مبارک.
موضوع :

سلام و خسته نباشید به پسر گل خودم. قربون اون اخلاق خوبت برم خوش خنده.
عزیزم این هفته ای که گذشت صبح ها خونه اسباب بازی و مامان هم به ورزش و پیاده روی.
و توی خونه هم نقاشی و لگو .. با هم مشغولیم .
عصر ها هم یا پارک با خونه شاهین رفتیم و حسابی سرمون گرمه.
چون هوا خوبه و ما هم باید از وقتمون به نحو احسن استفاده بکنیم. در ادامه عکس به همراه توضیحات هست که امیدوارم از ما راضی باشی . دوست دارم و عاشقانه میپرستمت.
موضوع :






