خرابکاری دانیال.12 شهریور 90.
سلام پسرم. امروز خیلی مامان رو عصبانی کردی و اصلا" ازت راضی نبودم. از صبح بهونه داشتی و گریه می کردی و ظهر هم خوب نخوابیدی. شایدم به خاطر این سه روز تعطیلی بوده که بابایی بود و پارک و گردش می رفتی. اما اصل ماجرا و خرابکاریت.: عصری من پای سریالم بودم و تو هم رفتی سراغ لب تاب و,,,, اومدم دیدم که نصف صفحه سفید شده و خلاصه هر کاری کردم , درست نشدتا بابا اومد بابا برد و اومد گفت: ال ای دی لب تاب شکسته و کلی خرج روی دست ما گذاشتی. خلاصه تا ٩ شب که بابا رفت تحویل گرفت من خیلی کلافه بودم و اصلا" باهات حرف نزدم. اخه عزیزم به وسایل خونه چی کار داری؟ شب هم کلی گریه و بهونه که من و بخوابون. الان...
نویسنده :
مامان گیتا
23:48












