اماده شدن دنی برای افطارونه.مرداد90.
اینجا عصر جمعه دنی از حمام اومده و اماده شده برای مهمونی. اخه امشب افطار و شام خونه بابا رضا و مامان نازی و دایی علی رضا و خاله نادیا دعوتیم. اماده شدیم ساعت ٦.٥ رفتیم و و تا ١١ شب که اومدیم خونه و خیلی شب خوبی بود. اما تو مامانی و بابایی اذیت کردی و کلی شیطونی کردی و ... خلاصه امشبم تمام شد و الان در حالی این مطالب را می نویسم که تو از خستگی خوابت برده و بابا بردتت توی اتاقت. ((شب بخیر پسر گلم , خوب بخوابی.)) ((( در ضمن امشب شب قدر و شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) هم هست , از همه مردم عزیزم التماس دعا دارم.))) ...
نویسنده :
مامان گیتا
23:54












