خونه تکانی پاییزی مامان و بابایی.جمعه 6 ابان 90.

پسرم دیشب اصلا"خوب نخوابیدی و من و بابا رو خیلی اذیت کردی.
از 5 صبح بیدار بودی تا 8 که مامان به زور خوابوندت.
بعد هم بلند شدیم صبحانه خوردیم و امادت کردم
که بابا بزرگ و بهداد اومدن دنبالت و تا عصری رفتی خونشون.
من و بابا شروع کردیم به تمیزی خونه و جمع اوری و تا عصری مشغول کار کردن بودیم.
تا عصری که خونه رو مرتب کردیم و تو هم مامانی اومدی خونه و امروز من و بابایی
خیلی خسته شدیم ولی خونه مرتب و تمیز شد.
((( مامان بزرگ و بابابزرگم: ممنون از زحماتتون, این چند روز خیلی زحمت دادم.مرسی.)))
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خونه تکانی پاییزی مامان و بابایی.جمعه 6 ابان 90.
