مهمونی خونه مامان بزرگ و بابایی. 5شنبه 5 ابان 90

مامان قربون چشمات بره.
عزیزم این روزها هوا بارونی و سرد و البته پاییزه پسرم.
5شنبه عصری اماده شدیم و رفتیم خونه مامانی و بابا بزرگ و بهدادم بود.
همگی دور هم بودیم و تو و بهداد حسابی با هم بازی و شیطونی کردین.
مامانی هم مثل همیشه زحمت کشیده بود و کلی غذاهای خوشمزه
درست کرده بود.شام خوردیم و شب همگی با هم اومدیم و ما رو رسوندند و رفتند.
شب خوبی بود و خوش گذشت.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمونی خونه مامان بزرگ و بابایی. 5شنبه 5 ابان 90
