شیطونی های دانیال توی پارک.مرداد90.
جیگر مامانی و قند عسل. اینجا توی وسایل بازی و لابه لای سرسره ها می دویدی و ماهم دنبال تو . از زیر شون می رفتی و........... بابایی هم دنبال تو. اینجا خسته شدی و وایسادی . رفتی توی فکر.( من می دونی کلک تو چه فکری؟) دوباره برای من داری نقشه می کشی.(((((((((((( اخ که مامانی می بینمت خستگیم در میره .)))))))))))) ...
نویسنده :
مامان گیتا
23:37











