دانیال و امیر علی توی زمین بازی(باشگاه شرکت نفت)
مامانی ما دنبال شما بودیم برای یک عکس خوشگل که با هم ازتون بگیریم. که بابایی موفق شد. هورااااااااااااااااا ااا. ...
نویسنده :
مامان گیتا
18:23
تاب سواری دانیال.
اینم اولین باری که راحت سوار شدی و داری باری می کنی. هر دفعه پارک می ریم زیاد دوست نداری سوار شی ولی اینجا خیلی راحت سوار شدی و بازی کردی. ((((((((((((( افرین قهرمان کوچولو))))))))))))) ...
نویسنده :
مامان گیتا
18:18
دانیال اسب سوار.(باشگاه شرکت نفت) 10 مرداد90.
اینم دانیال اسب سوار که نشستی و داری حسابی کیف می کنی. دوست دارم مامانی********************* ...
نویسنده :
مامان گیتا
18:12
((((((( ماه مبارک رمضان)))))))
مامانی امروز اول ماه مبارک رمضان هست. امیدوارم که ماه پر برکتی برای همه مردم باشه. باز حق صدایمان کرده/ با همه نقصی که در ما بوده/باز خالق سفره داری می کنه/ ( ماه ضیافت الهی بر همگی مبارک) ((((((((((((((((((((( التماس دعا))))))))))))))))) ...
نویسنده :
مامان گیتا
11:34
اومدن خاله نادیا و پیشواز ماه رمضان .(سفره افطار) 9 مرداد 90.
مامانی امروز ظهر خاله نادیا اومد خونمون کلی خوشحال بودی . اخه خیلی دوسش داری. منم ماکارانی دزست کردم و تو ١.٥ خوابیدی و ما با هم بودیم و وب تو رو هم با نادیا دیدیم .عصری مامان نازی هم اومد . بابایی هم ساعت ٦ اومد و با هم رفتین پارک. امروز بابایی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته و منم مشغول اماده کردن سفره افطار. بابایی نون بربری تازه گردوی تازه زولبیا بامیه و .... خرید و اومد خونه. ساعت ٨.٥ اذان شد و وقت افطار. همگی دور سفره افطار نشستیم و خیلی لحظه ی قشنگیه. (((((((((((((( بابایی جونم قبول باشه.)))))))))))))) ...
نویسنده :
مامان گیتا
9:01
دانیال و بابا دامون ( سفره افطار) 9 مرداد.
اینجا کنار سفره افطار با بابایی نشستیم و بابایی به پیشواز ماه رمضان رفته. تو هم نشستی و برای خودت نون بربری تازه می خوری. ((((((((((((( قبول باشه بابایی جونم.)))))))))))) ...
نویسنده :
مامان گیتا
8:43
دانیال و بازی×××××××××××××××××(1شنبه 9 مرداد 90)
مامان قربونت بره که برای خودت نشستی و بازی می کنی . ...
نویسنده :
مامان گیتا
8:03
دانیال در پارک.
مامانی عصری سه تایی رفتیم کلاست .امروز ٩ جلسه بودو خیلی هم شلوغ بود. جالب این بود که تا کلاس شروع بشه دست من می گرفتی که بریم توی کلاس. امروز برنامه هات فشرده تر بود. و خوب بودی فقط ساعت ٧.٥ بود و تو همیشه این موقع شام می خوری یکم بهونه داشتی. خلاصه اومدیم پارک سر خیابون (بوستان مینا) بازی کردی و اومدیم خونه و شامت خوردی . (((((((((((((((((( خسته نباشی جیگرم)))))))))))))))) بوسسسسسسسسسسس . ...
نویسنده :
مامان گیتا
23:30











