دنی و بابایی و گردش و رفتن به کلاس. 13/6/90.
چطوری پسر عزیزم؟ دیروز مامان و بابا رو خیلی اذیت کردی, ولی خوب بچم با همه این شیطنت ها خیلی عزیزه برای ما. امروز از صبح سرت به کار خودت بود و پسر خوبی بودی و جبران دیروز را کردی. منم مشغول کارهای روزمره و ناهارت را خوردی و خوابیدی تا عصری که بابایی اومد و با هم رفتین کلاس. تا سر خیابون قدم زدین و با ماشین رفتین کلاس از ٦ تا ٧و کلی ازت تعریف کردند. افرین به پسرم. ما رو روسفید کردی و امیدوارتر از قبل. اومدین خونه و با بابا جوجه از بیرون گرفتین و مامان نازی و نادیا هم اومدند و همگی دور هم بودیم. و جای همگی خالی خوش گذشت. ...
نویسنده :
مامان گیتا
10:04









