خرید با بابایی وگشت و گذار مردونه. جمعه 18 شهریور 90
قربون صورت مظلومت. اینجا صبح جمعه هست و بعد ار خوردن صبحانه با بابا رفتین ٧ حوض و خرید . رفتین لباس و بدمینتون و ....گرفتین برای یکشنبه که می خوایم بریم شمال. ناهار هم مامانی اش رشته معرکه ای درست کرده بود و خلاصه عالی شده بود. خونه بودیم و دور هم و گپ زدیم و شام هم پیتزا گرفتیم و به همگی خوش گذشت و این تعطیلی هم به خوبی خوشی به پایان رسید. ...
نویسنده :
مامان گیتا
9:14









