danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

یک روز خوب و خاطره انگیز دنی . 14 /6/90.

1390/6/15 14:06
نویسنده : مامان گیتا
334 بازدید
اشتراک گذاری

biroon

عزیز دل مامانی سلام.

امروز دوشنبه از صبح بلند شدی و شیر و صبحانت خوردی و رفتی بازی.

منم به غذا درست کردن و کارهای خونه.

ساعت ١٠ مامانی زنگ زد و گفت: که ببرمت اونجا و تا عصری پیششون باشی.

منم لباس هات تنت کردم و وسایلت را اماده کردم و بردمت , عمو بابک و بهدادم بودند.

تا ٦ عصر اونجا بودی و خلاصه کلی بازی کردی و با مامانی خونه اسباب بازی رفتی و خوش گذروندی.

عصر هم بابا دامون اومد دنبالت و اومدین خونه.

منم رفتم خرید و به کارهام رسیدم و ظهر اومدم خونه.

اومدم خونه نبودی اولش دلم گرفت ولی گفتم اقا شده, بزرگ شده و الانم داره بهش خوش می گذره.

تا ساعت ٤ که با خاله ندا رفتم خرید وسایل و لباس , که خدا بخواد یکشنبه میریم شمال.

وقتی عصری اومدم من بغل کرده بودی و خلاصه دلمون برای هم تنگ شده بود.

(((منم مامانی خیلی خیلی دلم برات تنگ شده بود و عاشقتم.)))قلبماچزبان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

mamane amir ali
16 شهریور 90 0:17
mersi gita joon az tabriketon. axe mardeh maro bebin vai vai nadozdanet in dokhtaraaaaaa.movazebe khodet bash.boosssssssssssssssssss
بهار(مامانی شهراد)
18 شهریور 90 13:30
°°°°°°°°°°°°|/ °°°°°°°°°°°°|_/ °°°°°°°°°°°°|__/ °°°°°°°°°°°°|___/ °°°°°°°°°°°°|____/° °°°°°°°°°°°°|_____/° °°°°°°°°°°°°|______/° °°°°°°______|_________________ ~~~~/__ بيا اينم وسيله حالا ديگه_\~~~~~~ ~~~~~/ _ميتوني بهم سر بزني _\~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸..... *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*
شیپلپلون
18 شهریور 90 15:05
سلام . اومدیم آپ نبودین .دانیال خوبه ؟