danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

حکایت تولد بابا دامون - 5 /2 / 91

1391/2/6 10:18
نویسنده : مامان گیتا
504 بازدید
اشتراک گذاری

تولد

سلام به پسر گل خودم - فدای اون قیافت که تو اینقدر خوش اخلاقی.

عزیزم از تولد دیروز بابایی برات بگم که چون شب شهادت بود ما تولد با مامان بزرگ .... افتاد اخر هفته.

ولی من تصمیم گرفتم که سه نفره تولد بگیرم.

بابا عصری از سر کار اومد خونه و منم اصلا بهش نگفتم که چه برنامه ای دارم ( سورپرایز)****

من و تو اماده شدیم و به بابا گفتم که میریم پارک و ... خلاصه اومدم سر کوچه و اژانس گرفتم و دوتایی رفتیم اول کلی میوه خریدیم و بعدم کیک+ شمع ....

اومدیم سوپر هم کلی خرید کردیم و ... اومدیم خونه بابا کلی سورپرایز شده بود.

خلاصه شام ساندویج خوردیم و بعدم من یک میز خوشگل چیدم چند تا عکس گرفتیم و بابایی هم کلی خوشحال شد.

عزیزم تولدت مبارک - دوست داریم . شب هم کیک خوردیم با چایی که خیلی تازه و خوشمزه بود.

بعدم تو خوابیدی و من و بابا نشستیم سی دی دیدیم که بعد از مدت ها یک سی دی حرفی برای گفتن داشت- فیلم ( سعادت اباد) که خیلی قشنگ بود.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان امیر علی
6 اردیبهشت 91 12:51
به به چه مادر و پسری ماشاله .افرین از این همه سورپرایز و خوش به حال بابا دامون .
بابا دامون تولدت مبارک ایشاله صد سال زنده و شاد باشین در کنار همدیگر .موفق باشی



مرسی عزیزم و ممنون از محبتت.
زهرا از نی نی وبلاگ213
7 اردیبهشت 91 18:53
سلااااااام به کوچولوی عزیزم و مامان مهربونش. من زهرا هستم یه پسر کوچولودارم به اسم محمد حسین و یه نی نی ناز در راه. خوشحال میشم با هم تبادل لینک کنیم. لطفا منو به اسم نی نی وبلاگ213 لینک کن و خبر بده تا منم لینکت کنم.مرسی