خاطره اتلیه رفتن دانیال .1.5 سالگی .

مامانی با بابایی تصمیم گرفتیم که ببریمت اتلیه و چند تا عکس یادگاری ازت بگیریم.
این لباس های خوشگل رو برات خریدیم امادت کردیم و رفتیم.
اما مامانی توی اتلیه کلی گریه کردی و خلاصه زیاد نشد عکس خوب ازت بگیریم.
اما مامانی همین عکس ها برام کلی خاطره شد و می ذارم روی چشمام.
حالا دوباره تصمیم گرفتیم که به زودی ببریمت اتلیه.
عکس های دومادیت رو توی اتلیه بگیریم پسرم.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطره اتلیه رفتن دانیال .1.5 سالگی .
