مهمونی مامان گیتا. پنجشنبه 3 اذر 90****

مامانی امروز از صبح زود بلند شدیم و تو رو اماده کردم و با بابا رفتین خونه مامان بزرگ.
قراره که تا ظهر پیش عمو بابک باشی و ظهر بابایی بیاد و تا عصری باشین.
خاله ندا اومد و دوتایی شروع کردیم به کارها و غذا اماده کردن و چیدن میوه و چایی و ....
تا ١٢ ظهر همه کارها رو انجام دادیم و اماده بودیم تا مهمون ها بیان.
قراره دوستای مامان بیان ( خاله نازنین و نوشین و ندا و سحر و سالومه و ...)
همگی تا ظهر اومدند و دور هم جمع شدیم و میز غذا رو اماده کردیم و کلی تعریف کردند.
تا عصری دور هم بودیم و گفتیم و خندیدم و جای تو و امیر علی هم خالی بود.
خیلی خاطره خوبی شد و خدا رو شکر که همه چیز به خوشی و خوبی گذشت.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمونی مامان گیتا. پنجشنبه 3 اذر 90****
