danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

خلاصه ای از این 3 سال و نیم دانیال من

1390/4/14 16:34
نویسنده : مامان گیتا
411 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانی من .

اگر خدا بخواهد از امروز برایت می خواهم از خاطراتت بنویسم .

تو  را خدای مهربون ما روز یک شنبه ساعت ٩ صبح ٢١ بهمن سال ٨٦ در بیمارستان رسالت (رویال تهران سابق )  به من و بابا دامون هدیه داد .یک روز ریبای فراموش نشدنی برایمان بود .نمی دانم چه هیجانی داشتم از خوشحالی می خواستم داد بزنم بگم خدایا دوست داریم که به ما همچین هدیه ای دادی .

من و بابا دامون تصمیم گرفتیم اپر نی نی ما پسر شد اسمش را بذاریم دانیال و اینطوری بود که دانیال کوچولو به جمع ما اضافه شد .

در زمان تولد وزنت ٣:٦٠٠ و قدت ٥١ بود .خدایا شکر سالم و طبیعی بودی و توپول موپول بودی .

هر چه در دوران حاملی مامان خوب بود تو در به دنیا امدنت از روزه اول مامان و بابا را اذیت می کردی .

شب تا صبح گریه می گردی تا ٦ ماهگی که کم کم تو خوب شدی و به روال افتادیم .

از ٦ ماهگی شروع به نشستن کردی و بابا دامون هر روز تو رو به پارک میبرد البته با آغوشی و کرییر .

تو ی خیابان کرمان می نشستیم و اگر روزی شما دو تا بیرون نمی رفتید همه نگران میشدند .

این دوران بسیار توپولی و مورد توجه همه بودی و نوه اول هر دو خانواده و گل سر سبد هر دو خانواده بودی

دندانت از ٩ ماهگی شروع به در امدن کرد .خلاصه تا رسید به تولده سال اول .

قربونه عشق من پسره من نازه من همه زندگی من برم .

دوست داریم .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)