دنی شیطون و رفتن به کلاس. 4 شنبه 4 ابان 90

عزیزم سلام.
مامانی این چند روز سرم شلوغ بود و نتونستم خاطرات این روزها را برای پسر گلم بنویسم.
از 4شنبه برات میگم که تا عصری با هم خونه بودیم و از امروز باران پاییزی هم شروع شد.
عصری با بابا رفتین کلاس و منم خونه و مشغول اماده کردن شام .
کلاست خوب بوده و ازت راضی بودند.
خلاصه اومدین و شامت خوردی و مامان بزرگ زنگ زد و گفت:
که دارن میان تو رو ببینند, اومدن با بهداد و تو هم ذوق کردی و سرگرم بودین.
شب خوبی بود و قرار شد که فردا شب شام بریم خونه مامان بزرگ و بابا بزرگ و ....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دنی شیطون و رفتن به کلاس. 4 شنبه 4 ابان 90
