danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

گردش و رفتن خونه مامانی و خاله مهناز. 3 شهریور 90.

1390/6/4 11:03
نویسنده : مامان گیتا
580 بازدید
اشتراک گذاری

dada

سلام پسر عزیزم.

مامانی از عصر چهار شنبه بگم که با هم کلاس رفتیم و بابایی از سر کار اومد اونجا.

تو و شاهین با هم توی کلاس هستین و خیلی خوب کارها و بازیهات انجام دادی ولی شاهین همش گریه

میکرد.خلاصه ازت کلی تعریف کردند.

اومدیم خونه و افطار بابا رو اماده کردم و اون شب به خوبی گذشت.

 

پنجشنبه تا عصری خونه بودیم و مشغول کارهای روزانه.با بابایی ١ ساعتی رفتین خرید و من خونه بودم.

اومدین و ساعت٧ تو رو بردیم خونه مامانی و من و بابایی رفتیم افطار و شام بیرون.

جای همگی خالی ما به رستوران هانی رفتیم و کلی پیاده روی و خرید و گشتیم و... اومدیم خونه .

هوا هم یکمی خنک شده بود و بارونی هم اومد و خلاصه شب خوبی بود.

تو هم پیش مامانی بودی و بعد هم با هم خونه خاله مهناز رفتین و کلی بهت خوش گذشته بوده

و دورت حسابی شلوغ بوده .

ساعت ١١ مامانی و بابایی اوردنت دم خونه و من و بابا هم منتظرت بودیم و دلمون برات تنگ شده بود.

((( این هم خاطرات پنجشنبه که به همگیمون خیلی خوش گذشت.)))خنده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان سيد كوچولو
4 شهریور 90 10:54
هميشه شاد و خرم باشين...برا دانيال
آرتین خان
4 شهریور 90 14:48
خوشحالم که بهتون خوش گذشته همیشه شاد باشین