اماده شدن دانیال برای پارک و شیطنت هاش......18 مرداد90.

عصری اماده شدی که بابا بیاد و با هم برین گردش و پارک .
رفتی روی ماشینت و مشغول شیطونی .
تا بابایی اومد و مردونه رفتین و ١ ساعتی پارک بودین .
بابا دامون می گفت: توی زمین بازی حسابی بازی کردی و سرسره و تاب سواری و....
اومدین خونه خسته شده بودی و بعد از شستن دست و صورتت شامت خوردی و .... تا ١١ شب که خوابیدی.


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اماده شدن دانیال برای پارک و شیطنت هاش......18 مرداد90.
