danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

حکایت تولد بابا دامون - 5 /2 / 91

سلام به پسر گل خودم - فدای اون قیافت که تو اینقدر خوش اخلاقی. عزیزم از تولد دیروز بابایی برات بگم که چون شب شهادت بود ما تولد با مامان بزرگ .... افتاد اخر هفته. ولی من تصمیم گرفتم که سه نفره تولد بگیرم. بابا عصری از سر کار اومد خونه و منم اصلا بهش نگفتم که چه برنامه ای دارم ( سورپرایز)**** من و تو اماده شدیم و به بابا گفتم که میریم پارک و ... خلاصه اومدم سر کوچه و اژانس گرفتم و دوتایی رفتیم اول کلی میوه خریدیم و بعدم کیک+ شمع .... اومدیم سوپر هم کلی خرید کردیم و ... اومدیم خونه بابا کلی سورپرایز شده بود. خلاصه شام ساندویج خوردیم و بعدم من یک میز خوشگل چیدم چند تا عکس گرفتیم و بابایی هم کلی خوشحال شد. عزیزم ت...
6 ارديبهشت 1391

تولدت مبارک!!!!!!!!!!!!!!

دامون جونم و همسر عزیزم مبارکه تولدت . بابا دامون تولدت مبارک و امیدوارم که همیشه سایت بالای سر ما باشد . اینم تولد سه تفره ما که خیلی خوش گذشت. هورااااااااااااا ...
6 ارديبهشت 1391

مهمونی خونه خاله نوشین

پسرم ظهر یکشنبه خاله نوشین زنگ زد و ما را برای شام دعوت کرد و به من گفت که باید دانیال رابیاری و خاله نازنین و خاله ندا و ... هستن. قرار شد که خاله ندا و عمو حسام شب بیان دنبالمون و ... همگی رفتیم که تو چقدر عالی بودی و با پارسا جون پسر خاله نوشین مشغول بودی و بعد هم 9.5 شب جلوی تلویزیون شیرت راخوردی و خوابیدی . خاله نوشین که مثل همیشه سنگ تموم گذاشته بود و انواع میوه های نوبرونه که خیلی خوسگل تزئین شده بودن. شام هم ازبیرون مرغ سوخاری گرفته بود و ... یکی از بهترین شب های ما بود . 1 شب اومدیم خونه. پسرم میخوام این را بهت بگم که خدا راشکر من و بابایی کلی دوستای خوب و با معرفت داریم و نصف ماه و سال را با همیم . حا...
6 ارديبهشت 1391

میز با سلیقه خونه خاله نوشین :))

اینم میز با سلیقه ای که خاله نوشین چیده بود و پر از میوه های نوبرونه و .... عالی بود***** حکایت خود میز جالب بود که این میز جدیدترین مدله میزه که چرخونه و هر کدوم را که میخواستیم بر داریم دایره را میچرخوندیم و اون میوه میامد جلومون. :)))) ...
6 ارديبهشت 1391

کلاس و خونه اسباب بازی **** افرین

این روزها پسرم چون هوا هم خوب شده من و تو یک روز هم خونه نیستیم و به قول بابایی وقتمون پره. البته خیلی هم خوبه که تو هم بیشتر میری توی اجتماع و منم راضیم . معمولا"صبح ها خونه اسباب بازی و عصرها هم کلاس و از هفته دیگر دو روز هم معلم برات میاد خونه تا جلو بیفتی و تو همه چیزت عالی فقط باید یکمی هولت دادکه منم به خوبی دارم از پس این کار بر میام. ( به امید خدای مهربون - انشالله موفق میشیم.)***** ...
6 ارديبهشت 1391