danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

شام تولد هیراد

اینم میز شام تولد هیراد که خاله سویل کلی زحمت کشیده بود از سوسیس بندری- کشک بادمجان- لازانیا الویه و ... تا انواع دسر - چیز کیک و ..... عالی بود.   ...
26 فروردين 1391

بادکنک هاااااااااا

این بادکنک ها و یک ماشین کوچولو کادوهای تولد هیراد جون بود که خاله سویل به همه بچه هاداد و مال تو را هم چون خونه بودی پیش بابا به من دادکه برات اوردم. مرسی خاله سویل جون. ...
26 فروردين 1391

دوستای دانیال

اینم یک عکس خوشگل از دوستات پسرم. از راست: باران- پشت سر باران ارمان پسر خاله مرجان. چپ بغل دست باران- ایلیا و پشت سر ایلیا - هیراد که تولدش بود و پسر خاله سویل. ...
26 فروردين 1391

عکس دسته جمعی با بچه های دانشگاه

اینم یک عکس یادگاری با دوستامون و بچه های دانشگاه ازاد تهران - شمال- زبانهای خارجی.   عزیزم بیا دنبالم ...... پسرم خواستم اینجا موضوع رفتن دم دانشگاه را برات توضیح بدهم. عزیزم ما هر سال اخرین جمعه فروردین ماه با همه دوستانمون دم دانشگاه جمع میشیم و عکس میگیریم میریم ناهار که هر کس با زنش- شوهرش- بچش .... همه میان و یک خاطره خوبی میشه. امسالم همه جمع شدیم و بعدم ناهار رفتیم رستوران باشگاه انقلاب که خیلی عالی بود. ...
26 فروردين 1391

دانشگاه - محل درس خواندن بابا دامون و مامان گیتا

پسرم این عکس را برای تو گرفتیم تا بزرگ شدی انشالله بدونی که مامان و بابا دامون کجا درس خوندن؟؟؟؟ من و بابا با هم در یک دانشگاه و در یک رشته و در یک کلاس با هم درس خوندیم که منجر به اشنایی و ازدواجمون شد. تهران شمال - رشته مترجمی زبان انگلیسی.( یادش بخیر):( ...
26 فروردين 1391

مهمونی خونه دایی نادر- دایی مامان گیتا

سلام عشق من -عاشقتم. پسرم پنجشنبه خونه دایی نادر دایی مامانی دعوت بودیم چون عید شمال بودن. عصری بعد از دیدن فوتبال پرسپولیس و حمام کردنت اماده شدیم و رفتیم که همگی دعوت بودن . و پسرم ماشالله وقتی همه جمع میشیم 20 نفریم و کلی خوش میگذره. خونه دایی و خاله بهناز یک حیاط کوچولوی خوشگل و یک تراس با صفا داره که تو دیگه همش اونجا بودی و ما هم راحت . و سورپرایز اصلی خریدن یک فوتبال دستی بزرگ و حرفه ای بود که همه را سرگرم کرده بود و کلی بازی کردیم که در پایین عکس ها به همراه مطالب نشان میدهند.   ...
26 فروردين 1391

فوتبال دستی******

این فوتبال دستی کیارش جون پسر دایی مامان که از این حرفه ای ها بود و با حال و گران قیمت البته:)))) که تمامی اول مردان و بعدم خانوم ها مشغول بازی شده بودن و کیف کردیم. تو هم که دسته ها را میچرخوندی و مثلا" بازی میکردی.(افرین به پسر گلم) ...
26 فروردين 1391

دانیال= داور مسابقه فوتبال دستی :)))

این فوتبال دستی که همگیمون را سرگرم کرده بود جیغ و داد و هیجان !!!!!!!!!!!!!! دانیال و بابایی اینجا داور بودن و دنی توپ را از وسط زمین میانداخت و دایی های مامان و پسر دایی کوچولوی خوشگلم کیارش که مشغول بازی میشدند. ...
26 فروردين 1391