danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

دسر خونه ما . پجشنبه 22 دی 90

پسرم , عاشقتم. مامانی امروز که رفته بود بیرون , عصری موقع برگشت از شیرینی فروشی دسرهای شکلاتی را خریدم که بعد از شام من و بابا با چایی بخوریم. چون تو خوشگلم دوست نداری. بوس. ...
23 دی 1390

شکلات ها****************

وای مامانی - نمیدونی چه کافی شاپ قشنگی بود!!!!!!! تو شکلات( خدا را شکر )دوست نداری ولی به جای تو مامانی عاشق شکلاته. اینجا توی کافی شاپه و پر از شکلات و عروسک و .... جای همگی خالی . ...
23 دی 1390

کافی شاپ امیر شکلات.

اینم کافی شاپ  که دیروز مامانی با دوستاش رفته بود و بقدری توش خوشگل بود که گفتم عکس بگیرم و توی وبلاگت بزارم.( پر از عروسک و کاپ و شکلات و ...) ...
23 دی 1390

کلاس رفتن دنی .4 شنبه 21 دی 90.

عزیزم روز چهارشنبه قرار بود که با بابا برین کلاس که فوتبال داشت و من و تو با هم رفتیم. کلی هم بهمون خوش گذشت. توی راه کلی خندیدیم و ... رفتیم کلاس. بسیار خوب بودی و هر وقت در کلاس باز میشد میدیدم که روی صندلی نشستی و داری کارت انجام میدی. ( افرین به گل پسرم.) خلاصه کلاست تمام شد و با هم قدم زنون اومدیم - از روی پل هوایی که دوست داری. سوار تاکسی شدیم و اومدیم. بابا دامونم پرسپولیس برده بود و خوشحال. شام خوردیم و بازی کردی و خسته بودی و زود خوابیدی. ...
23 دی 1390

ادامه اموزش تراشه ها . ******

سلام به عشق مامان- خوبی عزیزم ؟؟؟؟ این چند روز خیلی سرم شلوغ بود و یک هفته ای نتونستم بیام و وبلاگت بنویسم. حالا در ادامه چکیده ای از خاطرات این هفته را برات مینویسم. (دوست دارم- بوس)   فقط در اینجا این را میگم که عزیزم : ما این مدت اموزش تراشه ها را داریم ادامه میدیم و الان به کلمه ( دهان) رسیدیم. تو هم خوب همکاری میکنی و منم ارت راضی هستم.(موفق باشی)**** ...
20 دی 1390