danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

گردش و پارک با بابا دامون

روزهای جمعه معمولا" با بابایی میری پارک و گردش و گاهی سه تایی میریم با ماشین به گشت و گذار که به تو خوش بگذره عزیزم. اینجا با بابا رفتین فدم زدین و توی زمین بازی کلی بازی کردین و ... خوش باشین عشق های من- بوس ...
5 شهريور 1391

پسر هنرمندم********

عشق من که هنر و موسیقی توی خون تو هست گل پسرم. خیلی علاقه داری و ما هم بی صبرانه منتظریم که به امید خدا در زمان خودش تو را از پایه کلاسهای موسیقی بگذاریم که البته دایی های مامان گیتا خودشون استاد موسیقی هستن و کلاس دارن و همیشه به من میگن که مطمئن باش دانیال توی مسیر هنر و موسیقی موفق خواهد شد.انشالله. ...
5 شهريور 1391

تولد عمو سامان- خرداد91

مامان جون توی خرداد ماه یک شب تولد عمو سامان رفتیم که خیلی به ما خوش گذشت. تو را پیش مامان بزرگ گذاشتیم و دو تایی رفتیم (پسر گلم گاهی لازمه که مامان بابا هم چند ساعتی برای خودشون باشن) همه دوستامون بودن و خلاصه کلی خوش گذشت.و شام هم از بیرون کباب و جوجه اوردن و اینم کیک شکلاتی بی بی که واقعا" تازه و خوشمزه بود. تو هم با مامان و بابابزرگ و عمو بهداد رفته بودی گردش و پارک و شب اوردنت خونه - اینم شبی بود.   ...
5 شهريور 1391

خونه خاله ندا و .... این میز با سلیقه

اینجا به مناسبت تولد امیر علی با هم اماده شدیم و رفتیم که البته اون روز حالت سرما خورده بودی و زیاد سر حال نبودی. خاله ندا هم طبق معمول زحمت کشیده بود و این میز را با سلیقه چیده بود و غذای مورد علاقه مامان ( ته چین مرغ)را درست کرده بود که جای همگی خالی عالی شده بود. مرسی خواهر جون همیشه به من لطف داری- در ضمن برای تو هم سبزی پلو درست کرده بود و تا عصری بودیم و کادوی امیر علی هم دادیم ( قطار و ریلش و ...) بود.و اومدیم خونه . ...
5 شهريور 1391