danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

گردش و رفتن خونه مامانی و خاله مهناز. 3 شهریور 90.

سلام پسر عزیزم. مامانی از عصر چهار شنبه بگم که با هم کلاس رفتیم و بابایی از سر کار اومد اونجا. تو و شاهین با هم توی کلاس هستین و خیلی خوب کارها و بازیهات انجام دادی ولی شاهین همش گریه میکرد.خلاصه ازت کلی تعریف کردند. اومدیم خونه و افطار بابا رو اماده کردم و اون شب به خوبی گذشت.   پنجشنبه تا عصری خونه بودیم و مشغول کارهای روزانه.با بابایی ١ ساعتی رفتین خرید و من خونه بودم. اومدین و ساعت٧ تو رو بردیم خونه مامانی و من و بابایی رفتیم افطار و شام بیرون. جای همگی خالی ما به رستوران هانی رفتیم و کلی پیاده روی و خرید و گشتیم و... اومدیم خونه . هوا هم یکمی خنک شده بود و بارونی هم اومد و خلاصه شب خوبی ب...
4 شهريور 1390

دنی و تماشای ماشین لباسشویی . 2 شهریور 90×××××

نگاه کن پسرم که چطوری محو تماشای چرخیدن لباس ها هستی؟؟؟؟؟؟ پسر کنجکاو من که جلوی ماشین لباسشویی نشستی و قربونت برم که این طور با تعجب نگاه می کنی!!!!!!! (((((   دوست دارم اندازه تمام دنیا  ))))))) ...
2 شهريور 1390