مهمونی دوست مامانی , ( خاله ندا یزدی) 2/7/90
سلام به پسر گلم. مامانی, امروز شنبه تعطیل بود و تا عصری خونه بودیم. امشب مهمونی خونه خاله ندا , دوست مامان دعوتیم. قرار شده که تو رو هم با خودمون ببریم .( البته به کسی نگفتیم که سورپرایز باشه) ساعت ٨ شب کیک بستنی خریدیم و رفتیم . خلاصه همین که در وا شد و تو رو دیدن کلی همه ذوق کردن,( چون تو رو ندیده بودن) خیلی پسر خوبی بودی, برای خودت بازی می کردی و سرگرم بودی. من و بابا بهت افتخار می کنیم و باعث شد که به ما هم خیلی خوش گذشت. ((( شب خیلی خوبی بود و به همگیمون خوش گذشت.)))) ...
نویسنده :
مامان گیتا
10:06











