شاهین و دانیال. 22 اذر 90.
روز سه شنبه قرار بود که صبح شاهین و مامانش بیان خونمون. از صبح بلند شدم و وسایل را اماده کردم و چایی و میوه و ... ساعت ١١ اومدن تا ظهر دور هم بودیم و کلی با هم بازی کردین و خوش گذشت. اینجا تو رفتی توی هال و با گیتارت مشغول شدی و شاهین هم توی اتاقت بازی میکرد. ظهر رفتند و ناهار خوردیم و خوابیدیم . عصری مامان بزرگ و بهداد اومدند تو رو ببینند و ٢ ساعتی دور هم بودیم. مامانی کلوچه و مربا و ... اورده بود.( دستتون درد نکنه.) تو و بهداد هم کلی با هم بازی کردند و تفنگت اوردی و شلیک میکردی.و ... اینم روز سه شنبه که صبح و عصر مهمون داشتیم و به ما خوش گذشت. ...
نویسنده :
مامان گیتا
23:36











