مهمونی خونه ما و .... تولد دایی حسین.
سلام عشق من- یه دونه ای عسلم. پسرم دیروز خونه ما مهمونی بود هم به مناسبت عید و هم به خاطر تولد دایی مامان گیتا . از روز قبل من و بابا رفتیم تمام خرید ها را انجام دادیم و قرار بود که غذای سرد و ... باشد. جمعه مامان بزرگ را صبح اوردیم و عصری هم بقیه مهمونا اومدند تا 1 شب دور هم گفتیم و خندیدیم و تولد گرفتیم و دایی کیک هم خریده بود و شمع و فشفشه و ....خلاصه شب فراموش نشدنی شد. ...
نویسنده :
مامان گیتا
12:40











