رفتن دانیال به خونه مامان بزرگ .30 مرداد90××××××
سلام به بهانه زندگیم. پسرم امروز مامانی مهمونی خونه خاله نازنین دعوت بود و قرار بود که تو پیش مامان بزرگ و عموها باشی. وسایلت رو اماده کردم و ساعت ١١ صبح با هم رفتیم . تو رو خونه مامانی گذاشتم و رفتم,خیلی پسر خوبی بودی و کلی بازی کردی, فقط غذا نخورده بودی. تا عصری که بابایی از سر کار اومد دنبالت و اومدین خونه. منم امروز با کلی از دوستای قدیمیم و دبیرستانیم دور هم جمع شدیم و خیلی خوش گذشت. خلاصه برای هر دوی ما روز خوبی بود . (((( خوابای خوب ببینی عزیزم.)))) ...
نویسنده :
مامان گیتا
23:45









