danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

تشکر از دنی جون.

پ پسر عزیزم : چند روزی بود که خوب نمی خوابیدی و من و بابا حسابی اذیت شدیم. دلیلشم نمی دونیم. تا اینکه با خانم دکتر صحبت کردیم و با برنامه ریزی برای خوابت نتیجه داد. و الان خدا روشکر شب ها تا صبح راحت می خوابی. (((( ممنون از خدای مهربون, دوست داریم.)))) ...
16 آبان 1390

عید سعید قربان مبارک.

ت و را وفا دار دیدم و بی وفایی نمودم. تو را گرم دیدم در سرد ترین لحظات به سراغت امدم.   اما .... تو مرا چه دیدی که همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات ماندی؟؟؟ عید قربان بر شما و بندگان صالح خدا مبارک.   ...
15 آبان 1390

کلاس دنی . 14 ابان 90.

پسرم سلام. امروز شنبه و یک هفته دیگر را اغاز کردیم. امیدوارم که همراه با سلامتی و خوشی  باشد. عزیزم تا ظهر بعد از خوردن صبحانه و میوه و .... برای خودت رفتی بازی و سرگرم بودی . منم مشغول کارهای روزانه. ناهارخوردیم و خوابیدیم و عصری دو تایی رفتیم کلاس. با شاهین رفتین توی کلاس و من و خاله مریم هم منتظر شما نشستیم تا کلاس تمام شد و همگی با هم اومدیم .توی مسیر انها زودتر پیاده شدند و من و تو هم اومدیم خونه. بابا گفت: که مامان بزرگ و بهداد دارن میان پیش ما و اومدن و برای ما کیک و کادو اوردند. خلاصه کلی با بهداد بازی کردین و دور هم خوش گذشت. الانم کم کم برای خواب داریم اماده میشیم . ...
14 آبان 1390