danialdanial، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

دانیال زرنگ مامان بابا

تولد سال 2 دانیال . 5شنبه 6 اسفند 1388

مامانی این کیک سال ٢ تولدت هست. خرسی که خیلی هم خوشمزه بود. این تولدت با دوستام گرفته بودم. تو از اول تولدت با بابا دامون رفتی بیرون و موقع کیک بریدن اومدی. خوش گذشت و شب خاطره انگیزی بود. پسرم سعی من و بابا دامون این هست که هر کاری از دستمون بر میاد برات انجام بدیم. زمانی که این خاطرات را می خوانی نمی دونم که هستم یا نه؟ ولی بدون که تمام تلاش مون را کردیم.     دوست دارم. ...
17 تير 1390

کیک تولد سال 1 دانیال. جمعه 9 اسفند سال 1387.

من و بابا دامون رفتیم نان تهران. جمعه ٩ اسفند تولد سال ١ تو گرفتیم .پارتی با دوستانمون. کلی خوش گذشت.      مامانی ولی تو خیلی ما را اذیت کردی. مامانی بدون بدون تو  زندگی برام هیچه. خدایا : همه بچه ها را  موفق کن.پسرم هم به تو می سپارم. ...
17 تير 1390

2 جلسه کلاس کار در مانی

٤شنبه ساعت ٦ من و تو و بابا دامون رفتیم. من و تو رفتیم توی کلاس .تو مثل همیشه با فیلت اومدی. هم با فیلت بازی می کزدی گاهی هم به خانم بهنیا توجه میکردی. مامانی منم کلی حرص خوردم. خانم بهنیا گفت : قدرت لمسش خوبه و در کل را ضی بود. بعد من با خاله شکوفه خرید رفتیم و تو با بابا دامون پارک. یه دونه ی  مامانی   دور دونی  مامانی   دوست  دارم.   ...
16 تير 1390

شروع کلاس های کار دزمانی

مامانی از امروز ١٤ تیر که مصادف شد با تولد امام حسین (ع) کلاست شروع شد. ساعت ٤ مامان شهناز (مامان بزرگ)با بابا بزرگ اومدند دنبالمون و رفتیم . اولین جلسه بود و خیلی همراهی نکردی ولی خوب بودی. خدایا کمکمون کن که زودتر دانیال روی روال بیفتد. مامانی عاشقتم.   ...
16 تير 1390