6 جلسه کلاس و ( وقت چشم پزشکی دانیال)
مامانی از صبح بعد از خوردن شیر و چایی بیسکویئت مشغول بازی شدی و من هم به کارهای خونه و ناهار پختن .برای خودمون ماکارانی درست کردم و برای تو شوید پلو.( اخه تو ماکارانی دوست نداری) خوابیدی و ساعت ٣.٥ باهم رفتیم کلاس و ٤ شروع شد. توی کلاس تاب بازی کرذی مهره بازی و لگو بازی کردی. هر دفعه بهتر از قبل میشی ومامانی امید وارتر و خوشحال تر. ساعت ٥ اومدیم خونه .بابایی هم اومد و ساعت ٦ رفتیم دکتر ( وقت چشم پزشکی )داشتی. کلینیک پگاه توی خواجه عبدالله.خانم دکتر فراهانی که خیلی مهربون بود و تو توی اتاق نمی یامدی و خلاصه بادکنک باد کردیم و بالاخره به زور اومدی و معاینه شدی و خدا رو شکر همه چیز خوب بود. امروز خیلی خسته شدی و کلی همک...
نویسنده :
مامان گیتا
20:56









