این بار هم مامانی برنامه ریزی کرد برای تاریخ ٥ شنبه ٥ اسفند ٨٩ این بار هم زنانه باز هم یک کیک خوشمزه و غذاهای خوشمزه با دوستان خوبمان خیلی خوش گذشت .بزن و بکوب و خیلی باحال بود . تو هم با بابا رفتی بیرون و برای کیک وقتی آمدی اول پریدی بقل خاله شکوفه کلی براش ذوق کردی .خیلی صحنه قشنگی بود فیلمش هست ببین حتما . باز هم همه دوستان امدند .همه در اتاقت بازی می کردند (امیر علی . ایلیا . باران .اناهید سارا سالومه و تلما و ..............) ولی تو پیش همه نشسته بودی و با خودت بازی می کردی . فردای تولد هم بابا دامون بعد از جمع و جور کردت و تمیز کردن خانه کلی غور زد و از من قول گرفت تا سال دیگه در مهد کودک برات تولد بگیرم .بوس. &...