سرما خوردگی دنی.25 ابان 90
سلام پسر گلم. عزیزم امروز که بلند شدی یکمی تب داشتی و ابریزش بینی و منم از صبح مشغول رسیدگی به تو بودم. دواهاتو دادم و ابمیوه و سوپ و .... عصری که از خواب بلند شدی خدا رو شکر بهتر و اماده شدی و رفتیم کلاس. توی کلاس خیلی خوب کارهات انجام دادی و مظلوم شده بودی . اومدیم خونه و شامت خوردی و تا شب بازی و ما هم یکم خیالمون راحت شد. مامانی وقتی حال ندار میشی اصلا" حوصله ندارم و کلافم . ولی الان بهتری و منم خیلی خوشحالم . دوست دارم. بوس. ...
نویسنده :
مامان گیتا
10:57











