تولد سال 3 دانیال . 5شنبه 5 اسفند 1389
تولد سال ٣ . مامانی از شب قبل کارهای تولدت اماده بود . خونه تزئین شده . صندلی ها چیده شده. وخلاصه شیک و مرتب بود. عصری از ساعت ٦ اماده بودیم. تو و بابا دامون رفتین پارک. مهمونا اومدند و بزن و بکوب و عکس گرفتیم. و زمانی که تو را بابا دامون اورد تا تو وارد شدی کلی ذوق کردی و پریدی تو بغل خاله شکوفه. تولدت مبارک جیگر طلا. ١٠٠ ساله بشی کوپولی. ...
نویسنده :
مامان گیتا
12:37
تولد سال 2 دانیال . 5شنبه 6 اسفند 1388
مامانی این کیک سال ٢ تولدت هست. خرسی که خیلی هم خوشمزه بود. این تولدت با دوستام گرفته بودم. تو از اول تولدت با بابا دامون رفتی بیرون و موقع کیک بریدن اومدی. خوش گذشت و شب خاطره انگیزی بود. پسرم سعی من و بابا دامون این هست که هر کاری از دستمون بر میاد برات انجام بدیم. زمانی که این خاطرات را می خوانی نمی دونم که هستم یا نه؟ ولی بدون که تمام تلاش مون را کردیم. دوست دارم. ...
نویسنده :
مامان گیتا
12:04
کیک تولد سال 1 دانیال. جمعه 9 اسفند سال 1387.
من و بابا دامون رفتیم نان تهران. جمعه ٩ اسفند تولد سال ١ تو گرفتیم .پارتی با دوستانمون. کلی خوش گذشت. مامانی ولی تو خیلی ما را اذیت کردی. مامانی بدون بدون تو زندگی برام هیچه. خدایا : همه بچه ها را موفق کن.پسرم هم به تو می سپارم. ...
نویسنده :
مامان گیتا
3:10
دانیال در کنار دریاچه بارک لاله
تابستان سال ٨٩ من و تو بابا دامون رفتیم پارک لاله . کلی بازی و شیطونی کردی. رفتی کنار دریاچه منم یک عکس خوشگل ازت گرفتم. قربونت بره مامانت. ...
نویسنده :
مامان گیتا
18:15
دانیال اسب سوار
اردیبهشت ٩٠ خونه خاله ندا. دانیال سوار اسب امیر علی. ...
نویسنده :
مامان گیتا
18:05
2 جلسه کلاس کار در مانی
٤شنبه ساعت ٦ من و تو و بابا دامون رفتیم. من و تو رفتیم توی کلاس .تو مثل همیشه با فیلت اومدی. هم با فیلت بازی می کزدی گاهی هم به خانم بهنیا توجه میکردی. مامانی منم کلی حرص خوردم. خانم بهنیا گفت : قدرت لمسش خوبه و در کل را ضی بود. بعد من با خاله شکوفه خرید رفتیم و تو با بابا دامون پارک. یه دونه ی مامانی دور دونی مامانی دوست دارم. ...
نویسنده :
مامان گیتا
8:51
امدن خاله ندا و امیر علی
٢تایی مشغول بازی و هر کدام با اسباب بازی خودش. ...
نویسنده :
مامان گیتا
8:19
شروع کلاس های کار دزمانی
مامانی از امروز ١٤ تیر که مصادف شد با تولد امام حسین (ع) کلاست شروع شد. ساعت ٤ مامان شهناز (مامان بزرگ)با بابا بزرگ اومدند دنبالمون و رفتیم . اولین جلسه بود و خیلی همراهی نکردی ولی خوب بودی. خدایا کمکمون کن که زودتر دانیال روی روال بیفتد. مامانی عاشقتم. ...
نویسنده :
مامان گیتا
0:37
یادگاری از دانیال
٣.٣ ماهگی در پارک ساعی.قربون زستت برم. ...
نویسنده :
مامان گیتا
17:08












